تبليغاتX
نیمه ماه

"تا خورشید"

"تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب* "

دل بیچاره را هر لحظه رسوا می کنم هر شب

تمام  روز هایم  بی  تو  لبریزند  از  سرما

همیشه با تو من احساس گرما می کنم هر شب

فضا این جا برای حجم آغوش تو کافی نیست

برای گرم  آغوشت  تمنا می کنم  هر شب

به جای نقطه های عشق ستاره می نشانم من

تمام کهکشان را باتو شیدا می کنم هر شب

فضا را با تو عطر آگین و وهم آلود می سازم

و مجنون را پر از تصویر لیلا می کنم هر شب

به لب هایم گره خورده صدای نام  زیبایت

تو را آهسته تا خورشید نجوا می کنم هر شب

تو با مهتاب چشمانت به رویم نور می پاشی

و من با برق چشمان تو غوغا می کنم هر شب

تو با دریای چشمانت به خوابم می زنی آتش

نمی دانی که خاکستر تماشا می کنم هر شب

***

*مصرع اول از : استاد علی بهمنی

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیستم اردیبهشت 1385ساعت 2:43  توسط آیدا پوریانسب  | 

...گناه...

در همه جای چشم من

وسوسه ی نگاه تو

برکه شدم تا بشوم

بستر روی ماه تو

کیش شدم با رخ تو

مات شه سیاه تو

این من و این سادگیم

هر دو تباه راه تو

کوه غرورت نشکست

شکستم از گناه تو

نه تو شدی پناه من

نه من شدم پناه تو!

+ نوشته شده در  چهارشنبه ششم اردیبهشت 1385ساعت 22:33  توسط آیدا پوریانسب  |