آن جا به جنــــونـــــم اعتـراف می کنم
این گســــــتره ی حروف انســـــانی را
با عشق تو عین و شین و قاف می کنم
***
یک بوسه دو تا سه تا لبانم شده تو
اسمی که همیشه بر زبـانم شده تو
جانـــانـــه بــریــز از هوست روی تنم
ای لــذت جــاودانــه جـــانـــم شده تو
غم مستی پرواز دو چشمم
اشــکـی نـچـکیـد از دل زارم
فاشـت نشده راز دو چشمم
***
غم سـرزده آمد و امانـم را برد
مهـتاب قشنگ آسمانم را بــرد
یک فاتحه نه دو تا برایش بفرست
هم جانم و هم یار جوانـم را برد
هـر بوسـه بـر رویـم زنی حالی بـه حالی می شـوم
آمــاده ام بـا هـر نـفـس تـا مـسـت و ویـرانـم کـنـی
چون مـست و ویـرانت شوم از غـصه خالی می شوم
***
در کوچه های تنت که پرسه می زنم
از عطر تند پیرهنت عطسه می زنـم
تا غنچه های لـبت گـلایـه می کـنند
لب تـشنه بر لبان تو بوسـه می زنـم