وقتی دلی دلدار ما نیست
از دل نوشتن کار ما نیست
دزدی که ناغافل به دل زد
دلــبر نـبود و یـار ما نیست
***
شب های بی تو
می سوزد آغوشم در این تب های بی تو
می لـرزد از سرمای شب لب های بی تـو
بی بـوســه هایـت تا سـحر اشـک و بهـانه
این مـا جرای مـا و ایـن شـب هـای بی تـو
***
بوسه های پنهانی
در خواب تو بوسه های پنهانی بود
از آن مزه هایی که نمـی دانی بود
شیرینـی و سرخی گل لـب هایـت
هی بر لب و بر گونه و پیشانی بود