تبليغاتX
نیمه ماه - پرستار
دل داده به من همان که دلـدارم بود

چشمـک زدنـم به چشـم او کارم بود

میگفت که بیمار دو تا چشم من است

او غـافـل از آن کـه خود پرسـتـارم بود

 

                             ***

 

امشب که گذشته از چهل تاب و تبم

یـک بوسـه نهاده ای فقـط بر دو لـبم

آن دیگری از حسودی اش مرد و شنید

لـب بی لـب و کافی است برای امشبم

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و نهم آذر 1385ساعت 14:56  توسط آیدا پوریانسب  |