هـر بوسـه بـر رویـم زنی حالی بـه حالی می شـوم
آمــاده ام بـا هـر نـفـس تـا مـسـت و ویـرانـم کـنـی
چون مـست و ویـرانت شوم از غـصه خالی می شوم
***
در کوچه های تنت که پرسه می زنم
از عطر تند پیرهنت عطسه می زنـم
تا غنچه های لـبت گـلایـه می کـنند
لب تـشنه بر لبان تو بوسـه می زنـم