تبليغاتX
نیمه ماه - باز کن پنجره را...
باز کن پنجره را

کمی از عطر تنت را به خیالم بسپار

غم پیمودن این فاصله را

به تمنای وصالم بسپار

 

باز کن پنجره را

قصه ی ما و خیابان بلندی که در اندیشه ی ماست

قصه ی خانه ی دوری است که آن سوی خداست

این خیابان عمود

چشم بی خواب و دلی زنده به پرواز خطر می خواهد

ماه شب های سکوت تو سحر می خواهد

راه فردای تو اسباب سفر می خواهد

 

باز کن پنجره را

آخرین فصل کتاب من و تو این جا نیست

قصه ی بودنمان

توی رگ های نبودن جاری است...

 

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم بهمن 1385ساعت 8:56  توسط آیدا پوریانسب  |