عاشق پیشگی
میان اشـک هایـت ریشـه کردم
به چشمانت مدام اندیشـه کردم
تو گفتی شعر شور عاشقان است
من عاشق پیشگی را پیشه کردم
***
دل
با نام تو دل به عالـم آتش بزنم
با شعله به دامان سیاوش بزنم
یا جان مرا بگـیر و از سیـنه بـرو
یا جـان تـو با کــمــان آرش بزنم
***
قسمت
ورق نشسته به خون و
قلم کشیده جنون
دلم شکسته عزیزم
بدون تو از درون
صدای دوری راه و
سکوت مبهم گوش
نوای ابری آه و
دو چشم رفته ز هوش
گلایه از تو ندارم
بهانه از دوری است
نوشته به خط خیالم
قسمت این جوری است